أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
219
قانون ( فارسى )
را از مغز و نخاع دريافت مىكند و خون معتدل و آرزو را از كبد كسب مىكند و در نفس خودش نيز آرزوى طبيعى و سرشتى هست و احتمال دارد در برانگيختن آرزو ، كليه نيز سهيم باشد . امّا به عقيدهء من اصل آرزو برانگيزى از قلب است . فصل دوم برخاستن ذكر پىرگ توخالى و نزديكهاى آن در پهنا و درازا كشيده مىشوند . سبب اين كشيده شدن بادى نيرومند است كه روان شهوانى قوى و نيرومند آن را به سوى تجويف رگ توخالى سوق مىدهد . همراه باد خون غليظ و زياد و مادهء روان غليظ نيز سوق داده مىشوند ؛ و همين سبب است كه انسان وقتى خواب است ، ذكرش برمىخيزد . چرا ؟ - زيرا شريانهايى كه در اندامان منى سازند گرم مىشوند و باد و روان و خون را به خود جذب مىكنند . يكى از دلايل برخاستن ذكر ، وجود هر نوع مادهء رطوبى است كه داراى رطوبت بيگانه و آمادهء تبديل شدن به باد باشد ؛ امّا اين تحويل مادهء رطوبى به باد ، آسان و بىمقدمه نيست . مادهء رطوبى كذائى از هضم اوّل مىگذرد ، هضم اول نمىتواند آن را به باد تبديل كند و اگر كمى از آن را به باد تبديل كرد نمىتواند آن را سريع تحليل ببرد ؛ بلكه مىماند تا به هضم سوم مىرسد ، در اين حالت باد مىشود و بادكردگى را به وجود مىآورد . جماع ذكر را كلفت مىكند و نيرو مىبخشد . ترك جماع حجم ذكر را مىگدازد و آن را مىپژمرد . چنان كه بقراط فرمايد : « كار كردن چاقش مىكند و بيكارى آن را مىگدازد . » سبب آرزوى شهوانى و حركات جنسى ، يا بسته به اوهام و خيال است ، يا از بسيارى باد در خون ؛ از خونى كه گوهر آفرينش آب پشت است و ابزارهاى ذكر از آن خون تغذيه مىكنند ، ذكر باد مىكند و برمىخيزد و به دنبال و پيرو برخاستن ذكر ، شهوت نيز به حركت درمىآيد . از سوى ديگر اين كش رفتن و كشيدگى يافتن سبب درد گزنده مىشود و ذكر را به برخاستن تحريك مىكند . فصل سوم منى ( آب پشت ) - منى چيست و از كجا آمده و چه راهى را مىپيمايد ؟ - هنگامى كه غذاى بدن و اندامان بدن به مرحلهء چهارم هضم وارد مىشود و بر اندامان بايد توزيع گردد ، مازادى از آن - كه هضم سوم را ديده است - از رگها مىتراود . اين تراويده از جنس رطوبت سرشتى و طبيعى است كه به تازگى منعقد شده است و اندامان اساسى از قبيل رگها و شريانها و